شهرستان اردكان براي دوازدهمين سال متوالي در رشته
رياضي مقام اول كنكور در كشور را به دست آورد
بنا به گزارش سازمان سنجش آموزش كشور اردكان با قبولي19/58 موفق به كسب رتبه اول كشور در اين رشته شده است.
بنا بر آمار منتشره ميانگين قبولي استان نيز99/44 % است كه بيش از دو برابر ميانگين كشوري است اردكان در حالي موفق به كسب اين رتبه گرديده كه درصد قبولي با شهرستان بعدي داراي بيش از 8% اختلاف است.
همچنين بر اساس اين گزارش در رشته هنر نيز اين شهرستان با قبولي 68/10 % رتبه اول استان را كسب نموده است. لازم به ذكر است كه ميانگين قبولي استان و كشور در اين رشته به ترتيب 82/6 و 48/5% مي باشد.
يادآوري ميشود با اعلام دكتر پوركاظمي معاون سازمان سنجش اردكان در رشته رياضي و هنر، تفت در رشته تجربي،ميبد در رشته انساني و صدوق در رشته زبان موفق به كسب رتبه برتر شده اند.
گزارش سازمان سنجش در اين رابطه حاكي از آين است كه آمار ثبتنامكنندگان كنكور در استان 24552 و آمار شركتكنندگان 21666 نفر بود، كه از اين تعداد 8565 نفر مجاز به انتخاب رشته بودند تا از اين ميان 6909 نفر موفق به دريافت جواز ورود به مؤسسات آموزش عالي شوند. لازم به ذكر است كه از بين شركتكنندگان استان 12949 نفر مرد و مابقي خانم بودهاند. در مجموع 5 رشته شركتكننده در آزمون سراسري سال گذشته 89/31 درصد از دانشآموزان استان موفق به عبور از اين سد شدهاند كه با توجه به ميانگين قبولي 87/19 در استان اختلافي نزديك به 12% ديده ميشود. به عبارت سادهتر از هر سه نفر يك نفر و در كشور از هر 5 نفر يك نفر موفق به پذيرش شدهاند. اين در حالي است كه آمار قبولي كل كشور 87/19 و در تهران 13/20 ميباشد كه اختلاف نزديك به 12% نسبت به ميانگين پذيرش كشوري شايان توجه است. در زمينه كسب رتبه زير 100 نيز لازم به يادآوري است كه 45 نفر از قبولشدگان استان حائز زير 100 شدند كه در مجموع 9% دارندگان اين رتبه در كنكور سال 1384 ميباشد. در زمينه مقايسه درصد قبولي رشتههاي مختلف نيز بايد گفت كه در گروه علوم رياضي و فني اختلاف استان با ميانگين كشوري 19/12 درصد در گروه انساني 08/17 كه نزديك به دوبرابر ، در گروه علوم تجربي نيز اختلاف 56/19 ديده ميشود كه اين اختلاف نيز نزديك به دوبرابر ميباشد. در گروه منحصرا زبان نيز در استان ميانگين پذيرش 04/3 ميباشد كه در كشور 78/3 ميباشد.
غدير بركه ولايت
غدير يادآور عهد من و توست. عهدى كه سالهاست ما و پدران ما با همه وجود ،آن را پاس داشتهايم. غدير داستان ديروز نيست. چراغى است كه امروزمان را مىافروزد و ولايت، ريسمانى الهى است كه هميشه و همه جا ما را به سوى خود فرا مىخواند. آنكه به اين ريسمان الهى در آويزد از دنيا بگسلد؛ آنكه سايه پر مهر و بى بديل ولايت را بر سر گسترد، سر بر آستان هيچ كس جز خدا فرو نياورد.
غدير محل اتصال نبوت به امامت است ،مهبط وحي الهي، معناي اكمال دين و تجسم عيني شيعه علوي. غدير آبشخور طريق جاويد ولايت است كه در طول تاريخ به امتداد خط سبز نبوت كشيده شده است. غدير عيد است ،عيد اكمال دين ، عيد به بار نسشتن 23 سال ثمره مجاهدت مردي كه كوشيد ،قومي را از لباس تنگ جاهليت به جامه ديباي تدين منتقل سازد.
غدير پژواك صداي خوش جبرئيل در وادي خم است كه : اگرامروز آنچه خدايت مي فرمايد ، انجام ندهي ، رسالتت را به انجام ترسانده اي. غدير فرياد سرخ امامت است در گوش سرد زمان كه : هركس من مولاي اويم پس اين علي ، مولاي اوست. غدير قالوا بلي مسلمانان همه اعصار است كه در آن روز به آقاي خود بلي گفتند.
آنان كه گوش خودرا از شنيدن صداي حق در غدير واگرفتند، چشمان خودرادر مذبح امامت سقيفه ، فروبستند. آنان كه امامت را نپذيرفتند در نبوت هم به شك افتادند. آنان كه قامت ايمانشان در خم غدير خم شد ،هرگز در طول تاريخ نتوانستند كمرايمان خودرا راست نگه دارند. وآنانكه مولايشان را در وادي سرسبز خم تنها گذاشتند ،با دست خود ، خويشتن را به هلاكت انداختند.
فرازى از خطبه غديريه رسول مكرم اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله:
خداى را سپاس مىگويم... و به عبوديت خود و ربوبيت او اقرار مىكنم و عزم آن دارم كه آنچه را به من وحى فرموده، به شما برسانم، از آن بيم دارم كه اگر نرسانم عذابى بس كوبنده و سخت بر من فرو فرستد...
زيرا وجود مقدسش آگاهم فرموده كه »اگر آنچه را نازل نموده، ابلاغ نكنم. رسالت او را ادا نكردهام« و جناب حضرتش تبارك و تعالى تضمين فرموده كه از شر مردمان در امانم دارد... پس وحى فرموده: »يا أيّها الرّسول بلّغ ما أُنزل...« و اين آيه درباره خلافت و جانشينى على بن ابىطالب است. اى مردم! من هيچ گاه در رساندن آنچه حق نازل فرموده كوتاهى نكردهام و اكنون سبب نزول اين آيه را برايتان بيان مىكنم.
جبرئيل تاكنون (در اين موضوع) سه بار بر من نازل شده و از جانب پروردگارم مرا امر نموده تا در اين سرزمين بر پاى ايستم و هر سپيد و سياهى (همگان) را اعلام دارم كه علىبن ابىطالب، عليهالسلام، برادر، وصى و جانشين و امام بعد از من است؛ همان كه نسبت به من، همچون هارون نسبت به موسى (يعنى جانشين من) است جز اين كه پيامبر نخواهد بود. و او بعد از خدا و پيامبرش ولى و سرپرست شماست...
و من، اى مردم، از جبرئيل خواستم مرا از انجام اين كار معاف دارد؛ زيرا مىدانم تقواپيشگان بس كم اند و منافقان بسيار و دغلكاران و مسخره كنندگان اسلام فراوانند. همانان كه... مرا بسيار آزردند و اهانتها كردند بدين بهانه كه على هماره با من و من با اويم...
و البته اگر بخواهم آنان را به اسم بشناسانم و به سويشان اشاره كنم مىتوانم اما به خدا سوگند كه بزرگوارى كرده و از اين كار در مىگذرم و در هر حال خداى متعال از من راضى نخواهد شد مگر اين كه آنچه را نازل فرموده ابلاغ نمايم. رسول گرامى، صلّىاللَّهعليهوآله، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود:
يا أيّها الرّسول بلّغ ما أنزل إليك من ربّك« و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه يعصمك من النّاس.
×. احتجاج، طبع بيروت، ج1، ص59
عيد قربان به عنوان يكي از اعياد بزرگ مسلمانان، عيد پيروزي وظيفه بر غريزه و عقل و وحي بر هوي و هوس است.
از اسرار و حكمت قرباني، فدا كردن مال و انفاق آن در راه خدا و كشتن حيوان به عنوان نماد و سمبلي براي كشتن نفس اماره است.
انسان خداشناس در اين روز با شمشير برنده عقل و ايمان، حيوان نفس كه مدام وي را به كارهاي زشت وا ميدارد مقتول ميسازد و خانه دل را از لوث نفس لئيم پاك ميگرداند و آن را در راه حق و پيشگاه محبوب قرباني ميكند.
اين قرباني همان 'حج اكبر' است كه اگر انسان نتواند نفس اماره و خواهش هاي خود را از بين ببرد، آرام نخواهد شد و هرگاه تمام نعمتها و ثروتهاي دنيوي در اختيارش باشد و زمين و آسمان را ببلعد باز هم سير نميشود و نداي هل من مزيد دارد.
هدف اصلي در مساله قرباني، رسيدن به مقام عالي تقوي است، قرآن در اين زمينه ميفرمايد: اين قربانيان كه زائران خانه خدا به هنگام توقف در مني ذبح ميكنند، گوشت يا خون آنها به خدا نميرسد، بلكه هدف از قرباني، شكوفا شدن روح ايثار و نشان دادن مقدار عشق و قرب به خدا و تقوي است.
'قربان' عبارت از كارهاي نيكي است كه انسان به وسيله آن خود را به رحمت خداوند نزديك كند، بنابراين عمل نيكي كه انسان انجام ميدهد تا به وسيله آن خود را به رحمت حق تعالي نزديك سازد، قربان نام دارد.
از جمله اعمالي كه حجاج در روز دهم ذي الحجه در سرزمين مني بعد از رمي جمره عقبه انجام ميدهند كشتن شتر، گاو يا گوسفند و انفاق آن به مستحقان است تابه وسيله اين عمل نيك به رحمت پروردگار نزديك شوند كه آن را قربان گويند.
در زبان فارسي نيز كلمه قربان به معني فدا شده و كشته شده در راه دوست به كار ميرود و با الحاق 'ياء نسبت' بهآن نيز به معناي امتثال امر خداوند متعال و تقرب به سوي اوست.
عيد قربان را 'عيد اضحي' نيز ميگويند، اضحي به معناي ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب است و هنگامي كه خورشيد قبل از ظهر بالا ميآيد، آن هنگام را ضحي گويند، چنانچه در قرآن كريم نيز درآيه 'والشمس و ضحها' به آن قسم ياد شده است.
هنگامي كه حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قرباني ميكنند و قرباني را اضحيه يا ضحيه گويند بدين سبب روز دهم ذيالحجه را كه قبل از ظهرآن، عمل قرباني انجام ميشود عيد اضحي نيز گفتهاند.
تاريخ قرباني بسيار قديمي است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) معمول بوده و در اديان گذشته نيز جز مقررات ديني به شمار ميآمده است.
قرباني فرزندان حضرت آدم(ع) نخستين قرباني در عالم به شمار ميرود، كه در آيات 27 و 28 و 29 و 30 سوره مائده به آن اشاره شده است.
قرباني حضرت نوح پيغمبر پس از طوفان، قرباني حضرت ابراهيم خليل(ع) يگانه فرزندش اسماعيل(ع) كه در آيات 102 تا 107 سوره صافات بيان شده است، نيز بيانگر اين سنت ديرين از گذشته تا زمان حاضر است.
در زمان حضرت موسي(ع) به عقيده يهوديان دو نوع قرباني به نام 'دموي' و 'غير دموي' معمول بوده است.
به عقيده آنان، قرباني دموي به سه قسمت تقسيم ميشود، قرباني كه آن را به آتش ميسوزانند و جز پوست آن چيزي باقي نميگذارند، قرباني كه براي جبران گناه تقديم ميكردند و قسمتي از آن را ميسوزاندند و قسمت ديگر را براي كاهنان باقي ميگذاشتند و قرباني كه براي تندرستي انجام ميدادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند.
بر اساس عقيده يهوديان، قرباني غير دموي عبارت از رها كردن حيوان در بيابانها بود كه اعراب نيز از بنياسرائيل تقليد كردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حيوانات را در بيابان رها ميكردند.
اسلام اين عادات نكوهيده را تحريم كرد بهگونهاي كه در آيه 103 سوره مائده از اين نوع قرباني به نام 'بحيره و سائبه' نام ميبرد.
در آيين مسيحيت نيز به عقيده عيسويان، قرباني منحصر به شخص مسيح بوده و گويند حضرت عيسي(ع) خون و گوشت خود را فداي مردم جهان ساخت و به همين مناسبت يكي از فروع دين نصاري آن است كه بايد ماهي يك مرتبه و يا حداقل سالي يك بار نزد كشيش بروند و به قدر تمكن، وجهي به وي تقديم دارند و به تمام گناهاني كه در مدت مزبور مرتكب شدهاند اقرار كنند تاكشيش كهبه عقيده آنان جنبه غفاريت دارد آن گناهان را بيامرزد.
دراعراب زمان جاهليت كه سران قبايل به مكه ميآمدند،ساكنان مكه مهماندار و ميزبان آنان بودند و هر دو دسته خود را به كشتن شتر و گاو و گوسفندان براي بتان خود و اطعام به فقرا و گرسنگان موظف ميدانستند.
مسلمانان بنا بر رسم ديرينه در اين روز نماز به پا ميدارند و به نيت قرب الهي حيواني را ذبح كرده و گوشت آن را تقسيم ميكنند.